X
تبلیغات
رایتل
 
جرعه ای تلنگر، اندکی تامل
اینجا محلی است برای اتراق و زدودن خستگی روزمرگی ها
پنج‌شنبه 12 اسفند 1395 :: 23:09 ::  نویسنده : رضا

پاسخ:

در «مسند احمد» از امّ سلمه (یا طبق روایتى ام سلمى) چنین آمده : وقتى فاطمه(علیها السلام) به همان بیمارى که به وفاتش منتهى گشت، بیمار شد من از او پرستارى مى کردم، روزى حالتش را از همه روز بهتر دیدم، على(علیه السلام) به دنبال کارى رفته بود. 

 فاطمه(علیها السلام) به من فرمود:  آبى بیاور تا غسل کنم، آب آوردم و او غسل کرد، غسلى که بهتر از آن ندیده بودم. سپس فرمود: لباس هاى تازه اى براى من بیاور، لباس ها را آوردم و به او دادم، و او پوشید.

▪️سپس فرمود: بسترم را در وسط اطاق بیفکن، من این کار را کردم، او دراز کشید و رو به قبله کرد، و دستش را زیر صورتش گذاشت، سپس فرمود: اى ام سلمه! {ام سلمى} من الان از دنیا مى روم (و به ملکوت اعلا مى شتابم) در حالى که پاک شده ام، کسى روى مرا نگشاید. این سخن گفت و چشم از جهان پوشید!(1)

 این حدیث به خوبى نشان مى دهد که فاطمه از لحظه مرگش آگاه و با خبربوده، و بى آن که نشانه هاى آن در او باشد، آماده رحلت از این جهان گشت، و از آن جا که هیچ کس لحظه مرگ را جز به تعلیم الهى نمى داند این نشان مى دهد که از سوى خدابه او الهام مى شد.(2)

—-------------------------
(1) . مسند احمد بن حنبل، جلد 6، صفحه 461. این حدیث را ابن اثیر در «اسد الغابة» و جمعى دیگر در کتب خود آورده اند.
(2) . گردآوری از: کتاب زهرا(س) برترین بانوی جهان، حضرت آیت الله مکارم شیرازی، ص 89.