X
تبلیغات
رایتل
 
جرعه ای تلنگر، اندکی تامل
اینجا محلی است برای اتراق و زدودن خستگی روزمرگی ها
جمعه 22 مرداد 1395 :: 07:16 ::  نویسنده : رضا


آیت الله حق شناس:


ایشان استاد همان کسی بود که یک کاغذ برای ثامن‌الحجج(ع) نوشت و به یکی از رفقا که مشرف می‌شد، گفت: این را بینداز توی ضریح مطهر و جوابش را همانجا بگیر و بیاور!! ایشان پیش خودش فکر کرد که حاجی چه حرف‌ها می‌زند؟ کاغذ را در حرم بیندازم و جوابش را هم بگیرم بیاورم؟ چه حرف‌ها! بالاخره با تعجب رفت. شب آخر که خواست خداحافظی بکند و دعای وداع را بخواند، دید که خدمه حرم می‌گویند: فی ‌أمان ‌الله، فی‌ أمان ‌الله که مردم حرم را خلوت کنند! اما کسی متعرض ایشان نمی‌شد، یک دفعه یادش افتاد که جواب حاجی اشرفی را باید بگیرد، این ندا آمد:


آیینه شو، جمال پری طلعتان طلب/جاروب کن تو خانه سپس میهمان طلب


یعنی اول باید خانه را جاروب کرد، داداش جون! رفع موانع کرد! اگر غیبت کردی، به کسی بدهکاری داری، بدهکاری را پرداخت کن! از کسی طلبکاری داری، مهلتش بده، «إذا تَابَ الْعَبْدُ وَ لَمْ یُرْضِ الْخُصَمَاءَ فَلَیْسَ بِتَائِب»؛ نبی‌اکرم(ص) فرمودند: «اگر کسی توبه کند، ولی طلبکارها را راضی نکند، این شخص توبه نکرده است». آن شخص وقتی که آمد به در خانه تا جواب نامه‌ حاجی اشرفی را بدهد، از پشت در آقا فرمود: آئینه شو جمال پری طلعتان طلب! حالا دل ما چه جوری شده؟ ما چه جوری هستیم؟ چه کار کنیم؟